بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

248

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

و شكر آن نعم عتيد مزيد توفيق رفيق « 1 » گردد ، و الله ولى ذلك . فى الجمله خداى تعالى ( گواهست و آگاه « 2 » ) كه خدمتگار طراز كسوت روزگار و عنوان صحيفهء افتخار و غرّهء صفحهء اقبال و نقد كيسهء آمال و سردفتر اياّم حيات و واسطهء قلادهء عمر و گل بوستان معاش و ثمرهء شجرهء زندگانى و نوباوهء باغ شادمانى و جمال چهرهء امّانى « 3 » آن روز « 4 » چند را مىداند كه « 5 » در جوار آن « 6 » كعبهء سعادت ( و ملازمهء آن سدّهء سيادت گذاشت ، و اكنون كه در پاى « 7 » ) مال حرمان دست برد روزگار مىبيند از آن ايّام كه سعادت فتوح بود و ابواب آمال مفتوح ياد مىآرد ، و نوميدوار قطرات حسرات از ديده مىبارد ، و از راه پند با دل نيازمند مىگويد امروز بمحنتت « 8 » از آن آورده است * تا درد همان خورد كه صافى خورده است « 9 » تفضلت الأيام بالجمع بيننا * فلما ( حمد انالم يدمنا « 10 » ) على الحمد تشريف مخاطبات خداوندى كه فخر اعقاب و ذخر احقاب و نور حديقهء فضايل بل كه نور حدقهء اماثل باشد بر تواتر بخدمتگار مخلص مىرسد ، و ديده كه از حرمان آن جمال مبارك تيرگى گرفته است بمطالعهء آن اكتحال مىيابد ، و قوت روح و قوّت دل مجروح مىشود ، و در اعزاز مورد آن تعظيم « 11 » كه فرط عبوديت و صفاء طويت اقتضا كند تقديم مىافتد ، ( در اوراد ثنا « 12 » ) و دعا كه غايت انديشهء دل « 13 » به آن مصروف است و جهد مقل « 14 » خاطر در آن مبذول افزوده مىآيد « 15 » ، و غاية جهد امثالى ثناء * يدوم مدى الليالى او دعاء

--> ( 1 ) سا . ( 2 ) گواه و آگاهست . ( 3 ) اوانى . ( 4 ) روزى . ( 5 ) و . ( 6 ) سا . ( 7 ) سا . ( 8 ) بمحنت او . ( 9 ) ضا ، شعر . ( 10 ) حمد ناكم ندمنا . ( 11 ) تعظمى ( ظ ، تعظيمى ) . ( 12 ) و در اوراد و ثناء . ( 13 ) سا . ( 14 ) مقلى . ( 15 ) ضا ، شعر .